ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

265

قصص الانبياء ( فارسى )

تابوتى كن . موسى تابوتى بساخت از زر و سيم و روى و سرب ، و بندهاى زرين ساختند ، و آن سنگ معجزه را و الواح را درو نهادند . چون مرگ موسى نزديك رسيد بفرمود تا عصاش نيز در آنجا نهادند چون مرگ هارون عليه السّلام نزديك آمد بفرمود تا عمامهء او در آنجا نهادند و سر تابوت بقير كردند . هرگاه كه شغل صعب پيش آمدى آن تابوت بيرون آوردندى تا مراد ايشان برآمدى ، و چون دشمن پيش آمدى ، تابوت پيش بردندى دشمن هزيمت شدندى . و آن تابوت گاه در خزينهء ملوك بودى و گاه بدست پيامبران تا آنگاه كه حرب جالوت پيش آمد . بنى اسرايل را بشكست و غارت كرد و آن تابوت ايشان ببرد . گويند هفت سال از ميان بنى اسرايل جدا كرد . بنى اسرايل بيچاره شد . بوقت طالوت باز فريشتگان باز آوردند و در ميان ايشان بود تا بايّام بخت نصر كه از بنى اسرايل ] a 321 [ جمله مردم را بكشت ، و آن تابوت از ميان ايشان ببرد و به دريا غرقه كرد . قوله تعالى : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى ؟ « 1 » الم نخبّرك يا محمّد ، آگاهى ندارى كه گروهى از بنى اسرايل از پس موسى كه گفتند با پيغامبرى كه ايشان را بود كه دعا كن تا حق تعالى ما را ملكى دهد ، تا ما با وى دست يكى كنيم و با دشمن حرب كنيم . و اين آن بود كه اين اسباط از بهر مملكت با يكديگر تعصّب ميكردند . حق تعالى مملكت ازيشان برداشت ، و بفرمود كه بر پيغامبرى اختصار « 2 » كنند ، تا كه جالوت غلبه گرفت ، و مراد ايشان آن بود كه حق تعالى يكى را از ميان ايشان نام « 3 » كند بمملكت . آن پيغامبر گفت اگر حق تعالى شما را ملكى دهد شما بحرب كاهلى كنيد ، و فرمان

--> ( 1 ) - البقرة 246 ( 2 ) - اقتصار ( 3 ) - نام‌زد . ( ن )